در سراسر قرن هشتم در خراسان و کرمان جنبش هایی چون : سربداریه ، در مازندران و گیلان بصورت جنبش مرعشیه ، در آذربایجان بصورت جنبش حروفیه بروز کرده است . لبه ی تیز این جنبش ها گاه متوجه غاصبان مغول و تاتار بود و گاه متوجه فئودالها و اشراف و برخی از روحانیان زمان دست نشانده ی آنها ، درباره ی جنبش دروایش سربداری خراسان و کرمان سخن دراز است و کسانی که خواستار دریافت آگاهی جامعی درباره ی آن هستند می توانند به منابع مهمّی مانند : زبده التواریخ حافظ ابرو ، مطلع السعدین عبدالرزاق سمرقندی ، روضه الجنات معین الدین اسفزاری ، روضه الصفا میرخواند ، حبیب السیر خواندمیر ، تذکره دولتشاه ، ظفرنامه شرف الدین یزدی ، رحله ابن بطوطه و . . .مراجعه فرمایند.

هدف ما دراین وجیزه شرح تاریخ نیست . جنبش سربداری از جهت ایدئولوژی خودآمیزه ای از تعالیم صوفی ، اساطیر، سنن حماسی و پهلوانی شاهنامه فردوسی و عقاید و نظریات شیعی است و در زمینه ی مبارزه علیه جانشینان خونریز چنگیز و هلاکو و نبرد بر ضد اشراف ایرانی دست نشانده ی آنها پدیدار شده است.

یکی از پیروان صوفی بنام خلیفه ی مازندرانی که از مریدان شیخ رکن الدین سمنانی بود گام در جاده ی انکار و بدعت گذاشت و مراد خودرا مطلع ساخت که وی به مذاهب اربعه اهل تسنن باور ندارد و بقول شاعر مذهب عاشق را از مذهبها جدا می داند . شیخ که خود از صوفیان قشری و زاهد و متعصب در تسنن بود دوات بر سر مرید عاصی کوفت و تکفیرش نمود.

ولی خلیفه که در نظریاتش افکار انقلابی قشرهای مستمند را منعکس می ساخت حساب خود را از شیخ جدا کرد و در سبزوار بساط وعظ گسترد و حتی علیرغم فتوای قتلی که فقها و علمای شهر بر ضدش صادر کردند به برانگیختن مردم بر ضد خانان مغول و فئودالها و روحانیون دست نشانده ی آنان ادامه داد تا آن که بالاخره دشمنانش در نهان به او دست یافتند و در تاریخ 22 ربیع الاول 736 هجری مخفیانه او را از طاق مسجد آویختند و کشتند.

مبارزه ی خلیفه ی مازندرانی و شخصیت وی و پایان کارش و نبردش علیه سلطان عصر و یارانش از بسیاری جهات مزدک بامدادان را که وی نیز اندرزگر و واعظی بدعت گذار بود و به قشرهای فرودست جامعه تکیه می کرد بیاد می آورد . جنبشی را که شیخ خلیفه پدید آورد و سر در راه آن باخت ، شیخ حسن جوری شاگردش دنبال کرد و دراویش را بصورت سازمانی منظم درآورد و آنها را به سوگند وفاداری متعهد نمود و مسلح ساخت و قدرت و نفوذ خود را در نیشابور و ابیورد و مشهد و هرات و بلخ بسط داد و با آن که ارغونشاه جانی قربانی شیخ حسن جوری را با 60 درویش به بند افکند ولی رشته ی کار از دست وی خارج شد و سربداریه تسلط خود را بر خراسان و ماوراء النهر بتدریج در نبردهای سخت بعدی برقرار کردند.

سربداریه دعوی داشتند که می خواهند کاری کنند که حتی یک تاتار تا قیام قیامت خیمه در خاک ایران نزند. آنها تعالیم صوفی را با شیوه ی عیّاری و جوانمردی در آمیخته و نخستین هنگهای درویشان مسلح را پدید آوردند ، این جنبش را از طفیلی گری و گدایی و مقاومت منفی به نبردهای خونین مردانه رهنمایی کردند. خود عنوان سربداریه که از آمادگی درویشان برای آن که سرخود یا سر دشمن را بردار بینند حکایت می کند ، نماینده ی روحیات پرخاشگراین جنبش است . شاعر معروف ابن یمین فریومدی (685ق – 769 ق )که در قصبه فریومد در 16 فرسنگی سبزوار متولد شده با سربداریه ارتباط داشت در جنگ زاوه که در نزدیک خواف به سال 743 میان امیروجیه الدین مسعود سربداری و ملک معزالدین حسین کرت روی داد دیوان اشعارش گم شد و خود او را به هرات به اسارت بردند ولی در آنجا به حکم امیرحسین آزاد شد و مورد توجه خاص او واقع گردید.

این اشعار مشعر برهمین قضایاست:

گر به دستان بسته از دستم فلک دیوان من

شُکر ایزد کان که او می ساخت دیوان با من است

ورربود از من زمانه سلک درّ شاهوار

زان چه غم دارم چو طبع گوهرافشان با من است

ور زشاخ گلبن فضلم گلی بربود باد

گلشن پرلاله و نسرین و ریحان با من است

ور تهی شد یک صدف از لؤلؤ لالا مرا

پرزگوهر خاطری چون بحر عمان با من است

ابن یمین شاعر و عارفی آزاده بوده و در اشعارش استنفای طبع هویداست ، ابن یمین تنفر و انزجار خود را از امیران فئودال و خدمت ایشان بیان می کند به عنوان مثال اشعاری در زیر می آوریم :

اگر دو گاو به دست آوری و مزرعه ای

یکی امیر و یکی را وزیر نام کنی

بدان قدر که کفاف معاش تو ندهد

رویّ و نان جوی از یهود وام کنی

هزار مرتبه بهتر که از پی خدمت

کمر ببندی و بر چون خودی سلام کنی

و یا :

حاجت به سفلگان

دست اگر در دهان شیر کنی

وز پی قوت لقمه برداری

ورزخون دلت بنوک مژه

بررخ آیات فقر بنگاری

از پی کام دل اگر سر تیغ

زیر پای برهنه بسپاری

نزد ابن یمین ستوده تر است

زانکه حاجت به سفلگان آری

جنبش سربداریه در کرمان نیز به موفقیت هایی رسید ولی شاه شجاع درویشان سربداریه ی کرمان را با شکست مواجه ساخت.

در آن هنگام که جنبش سربداریه در خراسان و ماورالنهرجریان داشت سید عزالدین مرعشی شاگرد حسن جوری و شیخ قوام الدین مرعشی پسر او در مازندران و جنبش حروفیه در زمان تیموریان و . . . مقاومتهایی از جانب صوفیه حروفیه صورت گرفت

/ 0 نظر / 7 بازدید