عهدنامه ترکمانچاى که در پنجم شعبان ۱۲۴۳ه.ق. (فوریه ۱۸۲۸م.) در روستایى به همان نام میان ژنرال پاسکویچ (حکمران گرجستان و فرمانده سپاه قفقاز ارتش روسیه) و شاهزاده عباس میرزا (ولیعهد و نایب السلطنه فتحعلى شاه) به امضا رسید شامل شانزده فصل بود. فصل اول معاهده که پس از مقدمه اى نسبتاً طولانى آمده است، بر استقرار صلح میان دو کشور و برقرارى روابط دوستانه میان پادشاه ایران و تزار روس تأکید دارد. فصل دوم بر ابطال تعهدات عهدنامه گلستان دلالت دارد. فتحعلى شاه در فصل سوم از سوى خود و جانشینانش خان نشین هاى ایروان و نخجوان را «به ملکیت مطلقه» دولت روسیه واگذار مى کند و فصل چهارم به تعیین سرحدات میان دو کشور اختصاص دارد.
مطابق این فصل «خط سرحدى مابین دولتین از این قرار ترسیم مى شود: این خط از نقطه سرحد دولت عثمانى که به خط مستقیم نزدیک ترین راه به قله کوه آغرى کوچک است شروع شده به قله مزبور رسیده و از آنجا به سرچشمه رود قراسوى سفلى که از دامنه جنوبى آغرى کوچک جارى است فرود مى آید. پس از آن خط سرحدى طول مجراى این رود الى محل التقاى آن با رود ارس که محاذى (روبه روى) شرور است طى نموده و از اینجا مجرى رود ارس را متابعت کرده و به قلعه عباس آباد مى رسد. از استحکامات خارجى این قلعه که در ساحل راست ارس است، خطى که طول آن نیم آقاج (فرسنگ) یعنى سه ورست و نیم روسى (حدود سه و نیم کیلومتر) بوده باشد به تمام جهات کشیده خواهد شد و تمام اراضى که در حدود این خط واقع مى شود منحصر به دولت روس بوده و در ظرف دو ماه از تاریخ امروز به طور دقت تخطیط خواهد شد. از محلى که در طرف شرقى این خط متصل به رود ارس مى شود، خط سرحدى مجراى رود مزبور را الى گدار «یدى بلوک» متابعت مى کند و خاک ایران از این نقطه اخیر الى سه آقاج یعنى بیست و یک ورست روس در طول مجرى ارس ادامه مى یابد، بعد از وصول به این محل خط سرحدى جلگه مغان را به طور مستقیم گذشته به محلى از مجراى بالها رود خواهد آمد که در سه آقاجى یعنى بیست و یک ورست پائین تر از ملتقاى دو رود آدینه بازار و سارى قمیش واقع است. پس از آن خط سرحدى از ساحل چپ بالهارود الى ملتقاى دو رود مزبور آدینه بازار و سارى قمیش صعود کرده و از آنجا در ساحل راست رودخانه آدینه بازار شرقى الى سرچشمه آن ممتد و از سرچشمه مزبور الى قله تپه هاى جگیر مى رسد به طورى که تمام آب هایى که به طرف دریاى خزر جارى است متعلق به روسیه بود و تمام آب هایى که جریانشان به طرف ایران است تعلق به دولت علیه [ایران] خواهد گرفت. چون در اینجا (از سرچشمه آدینه بازار تا قله جگیر) حدود دولتین به وسیله تیزه کوه ها محدود مى شود، لهذا مقرر است که دامنه هاى این کوه ها که به سمت دریاى خزر تمایل دارد متعلق به دولت روس بوده و دامنه هاى آن طرف کوه ها اختصاص به ایران خواهد داشت. از تپه هاى جگیر، خط سرحدى کوه هایى را که فاصل بین طالش و ارشق است متابعت نموده و به قله کمرقوئى مى رسد و قللى که فاصله دامنه و طرف کوه هاى مزبور است در اینجا تحدید حدود مى نماید به همان قسم که در باب مسافت بین سرچشمه آدینه بازار و قله هاى جگیر ذکر شد. پس از آن سرحد از قله کمرقوئى تیزه کوه هایى که بلوک زوند را از ارشق جدا مى نماید متابعت نموده و به محلى که حدود بلوک ولیکیج است مى رسد و ترتیبى که در باب جریان آب ذکر شده است مراعات خواهد شد و از این قرار بلوک زوند به استثناى قسمتى که در آن طرف قله کوه هاى مزبور است متعلق به روسیه خواهد بود. از محلى که حدود بلوک ولیکیج است خط سرحد بین الدولتین قلل کوه کلوپوتى و قلل سلسله عمده کوه هایى که از بلوک ولیکیجى مى گذرد متابعت نموده و به سرچشمه شمالى رودخانه مذکور به آستارا مى رسد و اینجا هم مسئله جریان آب چنانکه در فوق ذکر شده است مرعى مى باشد. از آنجا خط سرحدى مجراى آستارا را الى مصب آن در دریاى خزر طى نموده و حدود خاک دولتین را به اتمام مى رساند.»
جانشینى
شاه ایران در فصل پنجم به صراحت از سوى خود و وارثانش «ممالک و جزایرى که مابین خط تحدیدى فصل اخیر (فصل چهار) و تیزه جبال قفقاز و دریاى خزر است» به همراه «اهالى بدوى و غیره» به دولت روسیه وامى گذارد.
فصل ششم معاهده به موضوع غرامت جنگى مى پردازد و طى آن فتحعلى شاه قاجار متعهد مى شود مبلغ ده کرور تومان یا بیست میلیون مناط نقره براى جبران ضررهایى که روس ها در دوره دوم جنگ ها دیده بودند، به آنها بپردازد.
متن فصل هفتم - یکى از مهم ترین فصول معاهده ترکمانچاى- به این شرح است: «چون اعلیحضرت شاهنشاه ایران چنین صلاح دیدند که حضرت اشرف عباس میرزا فرزند خود را وارث و ولیعهد فرمایند، لهذا اعلیحضرت امپراتور کل روسیه محض اینکه نیات دوستانه خود را مکشوف و میلى را که در مساعدت به استحکام این نوع وراثت دارد مشهود خاطر اعلیحضرت شاهنشاه ایران نمایند، متعهد مى شوند که از امروز شخص حضرت عباس میرزا را وارث و ولیعهد دولت ایران شناخته و ایشان را از حین جلوس به تخت سلطنت، سلطان حقه این مملکت بدانند.»

/ 0 نظر / 4 بازدید