لفظ مشروطیت در ایران که در مقابل اصطلاح constitutionnel به معنی " مبتنی بر قانون اساسی " به کار رفته است ظاهراً از لغت شرط و مشروط گرفته شده که به معنی محدود یا مشروط ساختن قدرت و اختیارات سلطنت به محدوده ی قانون اساسی است ، ولی بعضی ها هم گفته اند که ریشه ی اصلی آن واژه ی " شارت "  charte  فرانسه است که آن هم فرمان و قرارداد و قانون اساسی معنی می دهد .

انقلاب مشروطیت ایران با مقاومت هایی که در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه در برابر رویه ی استبدادی پادشاه قاجار و ولخرجی ها و فساد دربار او آغاز شد شکل گرفت ، امتیازهایی که برای تأمین مخارج دربار به بیگانگان داده می شد و فشاری که برای اخذ مالیات و عوارض گوناگون از مردم به عمل می آمد موجب طغیان هایی شد که پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در سال 1896 (1275 شمسی )اوج گرفت . مظفرالدین شاه برای تأمین هزینه های دربارو مسافرت های پی در پی خود به اروپا از طرفی شروع به دریافت وام با شرایط سنگین و گرو گذاشتن عواید گمرک کشور نزد خارجیان نمود و از سوی دیگر به وسیله ی صدر اعظم خود عین الدوله مردم را برای پرداخت مالیات بیشتر تحت فشار قرار داد . مجموعه ی این عوامل با آغاز رفت و آمد ایرانیان به خارج و رسوخ افکار آزادیخواهانه در ایران دست به دست هم داده و نخستین هسته ها و انجمن های طرفداران مشروطه یا دخالت مردم در کار حکومت را به وجود آورد . بسیاری از محققین انقلاب 1905 روسیه و ورود عده ای از انقلابیون قفقاز را به ایران در اشاعه ی افکار انقلابی بی تأثیر نمی دانند ، ولی علاوه بر همه ی این عوامل رقابت انگلیس و روس در ایران و تلاش انگلیسیها را برای تضعیف دربار قاجار که تحت نفوذ روسها بود نباید در شکل گرفتن انقلاب مشروطیت از نظر دور داشت .

نارضایی مردم از حکومت که ابتدا به صورت تظاهرات و مقاومت های پراکنده نمایان می شد با رهبری این حرکت از طرف روحانیون بزرگ آن زمان آیت الله سید عبدالله بهبهانی و آیت الله سید محمد طباطبائی شکل گرفت و به تظاهرات و زدوخورد بین مردم و عمال حکومت انجامید که کشته شدن عده ای از مردم و بستن دکان ها و بازار را به دنبال داشت . در اوائل تابستان سال 1906 ( 1285 شمسی ) عده ای که تعداد آنها را در حدود هزار تن نوشته اند به عنوان اعتراض به اعمال حکومت به قم مهاجرت نمودند . اولین تقاضای متحصنین سفارت و علمای مهاجر عزل عین الدوله بود که شاه قاجار به آن گردن نهاد و نصرالله خان مشیرالدوله که به جای او وزیر اعظم و سپس صدراعظم شد در تهیه ی مقدمات مشروطیت و وادار ساختن مظفر الدین شاه به صدور فرمان مشروطیت نقش مهمی ایفا کرد .

در این فرمان که به تاریخ چهاردهم جمادی الاخر 1324 قمری ( 1906 میلادی 1285 هجری شمسی ) صادر شده آمده است که " . . . در این موقع که رأی همایون ملوکانه ی ما بدان تعلق گرفته که برای رفاهیت و آسودگی قاطبه ی اهالی ایران و تشیید و تأیید مبانی دولت اصلاحات مقتضیه به مرور در دوایر دولتی و مملکتی به موقع اجرا گذارده شود چنان مصمم شدیم که مجلسی از منتخبین شاهزادگان و علما و اعیان و اشراف و ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دار الخلافه ی تهران تشکیل و تنظیم شود . . . و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خودشان را در کمال امنیت و اطمینان عقاید خودشان را در خیر دولت و ملت و مصالح عامه و احتیاجات مهمه ی قاطبه ی اهالی مملکت به توسط شخص اول دولت به عرض برساند که به صحه ی مبارکه موشح و به موقع اجرا گذارده شود . "

در فرمان مظفرالدین شاه دستور انجام انتخابات برای تشکیل مجلس هم داده شده بود که طبق فرمان به طور صنفی و از طبقات مختلف مردم تشکیل شد . به علت بیماری مظفرالدین شاه بعد از توشیح این قانون در گذشت و پسر او محمد علی شاه بنای ناسازگاری با مشروطه خواهان را گذاشت که در نتیجه قیام عمومی از سلطنت مستعفی شد .

در قانون اساسی سال 1906 که با استفاده از قوانین اساسی آن روز اروپا ( به خصوص قانون اساسی بلژیک ) نوشته شده حقوق و اختیارات شاه محدود گردیده و به خصوص در متمم آن که بعداً تنظیم شد حقوق و آزادیهای اساسی مردم از قبیل آزادی قلم و بیان و اجتماعات تضمین گردیده است ، ولی متأسفانه این قانون عملاً اجرا نشد و با تغییراتی که به مرور در آن دادند از اختیارات مجلس کاسته و بر اختیارات شاه افزودند . به علاوه چون تضمینی برای آزادی انتخابات وجود نداشت ، بسیاری از مجالسی که در دوران مشروطیت تشکیل شد جز تأیید تصمیمات شاه و اعمال دولت کاری انجام نمی دادند .

/ 0 نظر / 14 بازدید