جنبش حروفیه در زمان تیموریان رخ داد و آن جنبش پیرو فضل الله حروفی استرآبادی معروف به نعیمی است که بدست میرزا میرانشاه پسر امیر تیمور گورکان به قتل رسید.

نعیمی خود از زمره پیشه وران فرو دست بود وبه طاقیه دوزی اشتغال داشت. در مزارات تبریز تصریح شده است که«این طبقه مشهوربه اباحت نسبت دادند... و مردم به این قوم بسیار گرویده بودند و برخی فتاوی صادرکردند که شرعاً خون این قوم را باید ریخت و اگر پادشاه احتمال کند دفع پادشاه نیز فرض است.» علیرغم قتل عامی که از حروفیه در آذربایجان شد آنان تا دیری مایه‎ی رعب شاهان ایران بودند و  سید قاسم انوار عارف مشهور که از ارادتمندان حافظ بود با حروفیه ارتباط داشت و ظاهراً وی به اشتراک اموال معتقد بود. در توطئه ی جان شاهرخ تیموری بدست  احمد لر   سید قاسم انوار  هم متهم شد ولی به سبب نفوذ و شهرت عظیم اش اورا نکشتند، تنها به تبعیدگاه های مختلف فرستادند و موقعی که سید به جانب سمرقند عزیمت نمود و در غزلی شمه ای را از شکایت این حکایت با نازکی و ظریفی ادا می کند و مطلع این است:

ای عاشقان، ای عاشقان، هنگام آن شد کز جهان

                        مرغ دلم طیران کند بالای هفتم آسمان

 

ودر تخلص می گوید:

قاسم، سخن کوتاه کن، برخیز و عزم راه کن

                   شکر برطوطی فکن، مردار پیش کرکسان

ودر موقعی که عزیمت نمود و بعزم سوار شدن از وثاق آمد فرمود:

نمی دانم چه افتاد دست قسمت از قدرمارا

                   گزین درگاه می رانند دایم دربدرمارا

جنبش دراویش حروفی بیش از هر جنبش دیگر پس از حمله مغول فوق العاده و با جنبش سربداری شیوه ی عیاران و جوانمردان قرن های سوم و چهارم را با صوفیگری درآمیخته بود. جنبش حروفیه آمیزه ای از اندیشه مزدکی و تعالیم صوفیانه است.

آخرین جنبش متعرض دراویش جنبش صوفیانه پیرو شیخ صفی الدین اردبیلی است که بعدها دررکاب شاه اسماعیل صفوی نبردهای آموزده چون نبرد چالدران و سلسله قریب به دویست و پنجاه ساله صفویه را بنیاد نهاده اند.ولی این صوفیان به زودی از جرگه سیاست خارج شدند و قلب ماهیت یافته و مسخ شده واز میان رفتند.

جز در مورد سربداریه، مرعشیه، حروفیه و صفویه طرفدار شیخ صفی الدین ما از جنبش متشکل و پرخاشگر درویشان قرون وسطی اطلاع چندانی نداریم. می توان گفت جنبش حروفیه پدیده ای ناگهانی در تاریخ نیست . قبل و بعد از جنبش، جنبش هایی باعقاید همانند وجود داشته است مثلاً رابطه ی حروفیه با عقاید باطنیان اسماعیلی وبا عقاید برخی فرق چون«اهل حق» به ویژه از جهت تاکید درکتمان اسرار و اعتقاد به وجود«ادوار در مسیر عالم و ظهور مظاهر الهی در هر دوره ی معین» ، ویا فرقه ی «بکتاشیه» که در ترکیه نفوذی فراوان یافته بود، و یا جنبش «نقطویه» که در دوران شاه عباس صفوی دامنه گرفت.

در باره ی جنبش حروفیه(با درنظر گرفتن شکل «بکتاشی» آن) که از هرات تا شیروان و از شیروان تا حلب دربرگرفته است، از طرف پژوهندگان معاصر بررسی های متعددی صورت گرفته است.

از خاورشناسان ادوارد براون انگلیسی در مقاله هایی در«مجله آسیایی» و نیز در«تاریخ ادبیات» معروف خود، کلمان هوار مستشرق فرانسوی، کیب«صاحب اوقاف معروف کیب» ، نیز رضا «رضا توفیق» از پژوهندگان ترک«به ویژه در مورد بکتاشیه» و استاد صادق کیا در«واژه نامه گرگانی» (تهران 1330) ودر مقاله ای زیر عنوان «آگاهی های تازه از حروفیان «مجله دانشکده ادبیات» سال دوم، شماره ی 2 ، 1334» در باره ی کل جنبش یا برخی از اجزاء و شعب آن بررسی و تحقیق های جالب نموده و متون ارزنده منتشر کرده اند. درباره جنبش نقطویه که زمانی با جنبش حروفیه نزدیک است، نصراله فلسفی(درجلدهای 3و4)، تاریخ زندگی شاه عباس آگاهی هایی داده است. جنبش دراویش حروفی را باید جزو رشته جنبش های دراویش مانند سربداریه، مرعشیه، بکتاشیه ونظایر آن دانست که درنقاط مختلف ایران وترکیه امروزی پدیدار شده است وجنبش حروفی از میرانشاه فرزند امیر تیمور گورکان در نیمه ی دوم قرن هشتم آغاز می شود ودر زمان شاهرخ میرزا با کشتار هواداران آن در نیمه اول قرن نهم خاتمه می یابد و شعرایی چون قاسم انوار، نعیمی و عمادالدین نسیمی نیز ار حروفیه بودند.

 

عمادالدین نسیمی:

عمادالدین نسیمی یکی از بزرگترین مردان مسلک و مبارزه و یکی از برجسته ترین شخصیت‎های ادبی و فرهنگی و یکی از مشهورترین و شجاع ترین شاعران مشرق زمین است که تمام عمر گرانبهای خود را صرف مبارزه در راه نجات مردم و رهایی آنان از جور وستم زور و زر قرون تاریک وسطی است.

نسیمی آنی دست از مبارزه شدید خود برنداشته، مانند دریایی مواج و متلاطم، دائماً درجوش و خروش به سربرده و راه چاره برای نجات انسان را می جسته است. شاعر با این که در عمر کوتاه چهل و نه ساله خویش متمادیاً در محاصره امواج بنیان کن حوادث و توفان مهیب و ریشه کن روزگار دست و پا می زده هرگز لحظه ای نیز از عالم شعر و ادب، دانش ، فرهنگ و آگاه نمودن مردم کوتاهی ننموده ودر آن تاریکی قرون وسطایی مشعل دانش را راهنمای زندگی بشریت می دانسته است.

نسیمی به سه زبان آذربایجانی، فارسی و عربی شعر سروده و در هرسه زبان مذکور صاحب دیوان می باشد. دیوان های فارسی و آذری وی در سال 1973 میلادی در هنگام برگزاری جشن ششصدمین سال تولد وی در شهر باکو چاپ و نشر گردیده است. دیوان عربی شاعر هنوز بدست نیامده و فقط اشعاری از آن در دست می باشد.

ارزش و اعتبار میراث علمی و ادبی هر شاعر و نویسنده با معیار مندرج و مضمون و محتوای آن آثار ارزیابی می گردد و قبل از هر چیز مقیاس سنجش دراین است که شاعر یا نویسنده ای اثر در چه زمان و مکانی وبا کدام شرایط اثرخود را خلق کرده و منافع چه گروهی را در نظر داشته و اثر از لحاظ سبک و مضمون چگونه آرایش و زیور داشته است.

نسیمی آثار خود را در دوران جهانگشایی و قتل و عام بیرحمانه ی تیمور لنگ در دوران حکفرمایی افزونی جهل بردانش، تعصب برخرد و جنگ برصلح به قلم آورده، در طول سالهای خلاقه ی خود موضوع نوشته هایش، انسان، نجات انسان، سرنوشت انسان، آزادی ، برابری و برادری انسان و نهایت خوشبختی انسان بوده است و اشعار او در هر سه زبان هرکدام به سهم خود از بهترین نمونه ی شعر و ادب این زبان ها است.

تمام کوشش نسیمی که یک مسلمان انقلابی ، انسان دوست براین بوده که انسان بتواند خود را آن طور که هست بشناسد، مقام منزلت رفیع انسانی را درک نماید و با کسب دانش و معرفت خود را بجایی رساند تا بتواند از تمام جهالت، تعصبات، ظلم ، جور، اسارت و بردگی دوران تاریک و مخوف قرون وسطی خود را رهانیده ، آزاد و مختار و موفق زندگانی نماید و سعادتمند باشد این بود خلاصه غایت آمال و تمنیات نسیمی.

قهرمان لیریک آثار نسیمی خود شاعر می باشد.او یک مبارز بی پروا، یک شاعر حقگو، یک انسان دوست و یک موجود خستگی ناپذیر است که آنی از مبارزه در راه حق و مردم فرو دست کوتاهی ننموده، محیط و شرایط مختنق خود را بدون وقفه به نقد کشیده است ، دشمن آشتی ناپذیر ، عناصر ستمگر، بهره کش، انگل و طفیلی بوده است و در مواقعی که در مبارزات قلمی و عملی خود با شکست، روبرو می شده هرگز سرتسلیم فرود نیاورده وامید به پیروزی را از دست نداده است و عجز ولابه نکرده است ونشان داده که این دستگاه های موجود جور وظلم و استعمار و استثمار و بی عدالتی هرگز ابدی و جاودان نبوده است.

نسیمی موازی با افشای ظلم و بی عدالتی های حکام جابر و سردمداران روزگار خود، وبرخی از قضات زمان خود را نیز فراموش نکرده و آنها را نیز شدیداً آماج انتقاد خویش قرار می دهد و پرده را از روی ریاکاران سودجو بر می دارد و آنها را گمراهان و سرگشتگان نامیده، افرادی نالایق و بی صداقت معرفی می کند او طرفدار قضاوت عادلانه و راستین است.نسیمی مرگ را بقاء و ادامه ی زندگی، پیوستی جزء به کل و قطره به دریا و ذره به خورشید دانسته، وصال روح را با مبداء جلوه ی ابدیت و زندگانی جاوید می خواند و سرانجام نیز در سایه ی مبارزات پیگر و آگاهانه از طرف حکام نادان وسودپرست و ناجوانمرد جاهل عصرخود در شهر حلب دستگیر و همچون فضل اله نعیمی مرادش شربت مرگ را می چشد وبه ابدیت می پیوند وآن همه آمال و افکار والای خود را در زیرنقاب خاک سیه پنهان می سازد، ولی آثار او جاویدان وباقی و در تاریخ ثبت شده است.

نسیمی در دوران خود نیز شاعری سرشناس بوده وبه قول خودش اشعارش سینه به سینه نقل محافل و مجالس بوده است:

جان پرورند هر نفس از بوی روح بخش

در مجلسی که شعر نسیمی ادا کنند

نسیمی در اشعارش بیش از همه به آثار نظامی گنجوی، اوحدالدین اوحدی مراغی و حافظ شیرازی نظر داشته و تاثیر ادبی این شعرای بزرگ در اشعار نسیمی واضح و روشن به چشم می‎خورد و نسیمی برپاره ای از آثار آنان نظایری نوشته و حتی قصیده معروف با مطلع: این چرخ گردگردکواکب نگار چیست؟ اوحدی مراغه ای را به آذربایجانی ترجمه کرده است:

به ویژه از اشعار حروفی سخت متاثر شده است و افکار وحدت وجودی شاعر را پسندیده است وبه نظم کشیده است. نسیمی معاصر کوچک حافظ شیرازی است و تخمیناً چند سال آخر عمر وی را درک نموده و نسبت به شخص حافظ ارادات و اخلاص داشته و چند غزلی هم در سبک و شیوه و مضمون و وزن وقافیه اوبه نظم درآورده است و اورا استقبال نموده است که نگارنده به دو مورد اشاره می کند:

دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد

زهر در می دهم پندش و لیکن در نمی گیرد

«حافظ»

دل از عشق پریرویان دل من بر نمی گیرد

مده پند من ای ناصح که با من در نمی گیرد ن

«نسیمی»

یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

«حافظ»

 

تکیه کن برفضل حق ای دل از هجران غم مخور

وصل یارآید شوی زآن خرم ای جان غم مخور

«نسیمی»

معلوم است که در طریقت و سلسله ی حروفیه به جای خرقه به مرید کینک که«یک نوع لباس روپوش پشمی خشن» داده می شده است و نسیمی نیز کینک را از دست شخص فضل الله نعیمی گرفته است وبا افتخار تمام می گوید:

دولت وصل تو تا یافته ام در کینک

نظر لطف خدا یافته ام در کینک

به طور کلی آثار منظوم شاعر عمادالدین نسیمی از لحاظ مضمون و دیگر مطالب بسیار غنی، مترقی و ازلحاظ شکل و فرم بسیار زیباست، ویژگیهای هنری و صناعت شعر نسیمی شایان هرگونه دقت و توجه است.

 چند بیت از یک غزل نسیمی ...

مسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است

ای غلط کرده ره کوچه ما خانه یکی است

چشم احوال زخطا گرچه دو بیند یک را

روشن است این که دل و دلبر وجاننانه یکی است

چون نسیمی طلب گنج بقا کن به یقین

شاه و درویش درین منزل ویرانه یکی است

پی نوشت ها:

سوای مآخذی که در متن آورده شد برای آگاهی بیشتر ر.ک به:

1-   مجله وزین وارلیق ، سال 1360، شماره های مسلسل 19 ، 20 ، 21 ، 22 ، 23 .

2-   دیوان نسیمی، با مقدمه و تصیح فاضلانه دانشمند شهیر آکادمیسین غلامحسین بیگدلی.

3-   دیوان خطی عمادالدین نسیمی، تهران، دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد، شماره 4144.

4-   اصل متن فارسی وصیت نامه فضل الله نعیمی را آکادمیسین غلامحسین بیگدلی ترجمه نموده و در مجله «آذربایجان» ارگان نویسندگان آذربایجان، باکو، سال 1970 شماره ی  6 ، 5 ، صفحه 193-199، آمده است.

 

 

- در گذشته بشر برای همه چیز و از آن جمله برای اعداد، حروف، الفاظ و اسماء مختصات سری قایل بود. سوابق اولیه ی به اصطلاح«علوم» سری و رمز آمیز که آنرا علوم هرمتیک(بنام هرمس تریس مژیست) ویا ازوتریک(یعنی علوم لدنی) می نامند واز همان دوران کهن است.

2- یک نوع کلاه است.

/ 0 نظر / 2 بازدید