در زمانی که احمدشاه بدست سردار سپه به خلع می‌شود، سردار اسعد، بسرعت با سپاه خود، به همراه امیر مجاهد بختیاری (که در رامهرمز نشیمین داشته) اهواز را اشغال می‌کند. سرهنگ ارغون (فرمانده سپاه قجری خوزستان مستقر در اهواز) نیز به دلایلی به آنها می‌پیوندد. شیخ خزعل نیز بخاطر رابطه دوستانه‌ای(نیاز به سند دارد) که با سردار اسعد بختیاری داشت، او نیز به اهواز می‌آید و عضوی از جلسه شور حمایت از مشروطه می‌شود. تعدادی دیگر از سران الوار(لر کوچک) که در ناحیه اندیمشک سکونت داشتند نیز به آنها می‌پیوندند. در نهایت نام شورا را کمیته قیام سعادت خوزستان می‌نامند. از اینجا روشن است که کاربرد نام عربستان نزد مردم خوزستان رایج نبوده‌است. در غیر اینصورت این نام گذاری که در تمامی تلگرافهای این کمیته به تهران و اصفهان و تبریز و سایر شهرها مشخص است به اینصورت انجام نمی‌گرفت. نام عربستان توسط برخی استعمارگران و برخی سیاحان ناآگاه تا قبل از این واقعه و در یک دوره زمانی کوتاه بکار برده می‌شده‌است. حتی متن نامه خزعل هم در این زمان به رضا خان موجود است که او نیز کمیته قیام سعادت خوزستان را بکار برده. سرانجام رضا شاه که در فکر کوتاه نمودن دست اجانب بود به خوزستان می اید مدتی در شوشتر که خارج از کنترل کمیته قیام سعادت خوزستان بود اقامت می کند سپس اهواز را اشغال کرده و کمیته را منحل می کند.از این پس نام عربستان را به کلی از فرمان‌ها و مکاتبات دولتی حذف کرد و طی اطلاعیه‌ای نام عربستان را بطور کلی ممنوع شد. «ابن منظور» به سال ۷۱۱ ه. ق. در «لسان العرب» اشاره دارد: و الخوز جیل من الناس، اعجمی معرب، یعنی: «خوز» قوم یا قبیله‌ای از مردم عجمند. از سوی دیگر «خوز» را به معنی «شکر» و «نیشکر» نیز معنا می‌کنند. زیرا خاک حاصلخیز و بارور خوزستان، استعداد ویژه‌ای برای رشد این گیاه داشته و آنجا بهترین محصول نیشکر را به دست می‌داده‌است.

در کتاب «مجمع التواریخ و القصص» خوزستان به نام «حجوستان» و «حبوجستان و اجار» آمده‌است که به نظر می‌آید، برگرفته از زبان پهلوی با عناوین «حبوجستان» و حوجستان است. همچنانکه در بعضی از گویشهای رایج در این استان «بختیاری» برای ادای حرف «خ» از «ح» نیز بهره می‌گیرند. بنابراین واژگان «اوج»، «هوز»، «هوج»، «حوز» و «خوز» در سیر تحول و تطور لفظی با پسوند «ستان» و «اوجستان» به تدریج بر اثر سایش تلفظ، از «هوجستان» به «خوزستان» تغییری یافته‌است در متون پارتی نیز واژه هوزستان اشاره به همان نام خوزستان در دوران نوین دارددر گویشهای فارسی باستان و زبان پهلوی «او» به «هو» قابل تغییر است؛ مانند «اورمزد» - «هورمزد» و «اوشمند» - «هوشمند» همچنانکه «هورداد و حورداد» را «خرداد» و «خورتات» نیز گفته‌اند.

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۸