پیشینه حاکمیت زنان در سطوح پادشاهی و فرمانروایی در ایران به دوران پیش از اسلام برمی گردد. پادشاهی زنانی چون پوراندخت و آذرمیدخت دختران خسرو پرویز ساسانی که بر اریکه تخت شاهی تکیه زدند، اگر چه مدت کوتاهی بود، اما نشانگر تسامحی بود که در پذیرش زنان در عرصه های پادشاهی در ایران آن دوران وجود داشته است . پس از ورود اسلام به ایران ، در بخارا ملکه ای پادشاهی می کرد که در کتاب تاریخ بخارا از وی تحت عنوان (خاتونی ) [1]ذکرگردیده که با اقتدار و شکوه مدت سی سال فرمانروایی کرد. (

در سرزمین بخارا سلسله فرمانروایان محلی به نام (بخارا خدات ) [2]حاکمیت داشتند که تا دوره اسلامی حاکمیتشان ادامه یافت .) (فرای ، 1348). در پروسه تطابق ایرانیان با آیین جدید، حکمرانان و فرمانروایان محلی مقاومتهایی می کردند اما خاتون بخارا از طریق مصالحه و سیاست تلطیف آمیز و دادن خراج توانست با تسامح و مدارا به حکمرانی ادامه دهد.

(نرشخی ) می نویسد: ملکه به واسطه خردسال بودن فرزندش (طغشاده )نایب السلطنه شد زیرا همسرش (بندون ) فرمانروای بخارا فوت کرده بود و ملکه ختک به نیابت به سلطنت می رسد. (ختک یا قبخ که تلفظ آن نامعلوم است به ملکه اطلاق می شد).

ملکه شخص بسیار مقتدری بود و درباری با شکوه داشت ، چنانکه هر روزجوانان ، کمربند زرین بسته و شمشیر حمایل کرده و ملک زادگان و دهقانان وغلامان و خواجه سرایان به خدمت وی می رسیدند، وقتی اعراب به فرماندهی حاکم خراسان (عبیدالله بن زیاد) در سال 54 ه” . ق / 673 م برای نخستین بار به بیرون دروازه های بخارا رسیدند، خاتون پیکی به سمت ترکان فرستاد و از آنان کمک خواست و از طرفی پیکی نیز به عبیدالله بن زیاد فرستاد و هفت روزمهلت خواست و همراه پیک هدایای زیادی برای دشمن فرستاد که این از زیرکی سیاست ورزی زنانه او بود.

به دنبال جنگی که بین ترکان و مسلمانان در گرفت ، مسلمانان کشتار زیادی ازترکان کردند و پیروز شدند و غنایم فراوان از سلاح و زر و برده بدست آوردند.نرشخی می نویسد: (یک پای موزه خاتون ، با جورب گرفتند، و جورب و موزه از زر بود، مصرصع به جواهر. چنانکه قیمت کردند، دویست هزار درهم .(نرشخی ، ص 45)

بانوی بخارایی با دیدن خرابی هایی که اعراب بوجود آورده بودند کسانی فرستاد و امان خواست و تن به صلح داد. در شرح خرابی ها نرشخی می نویسد: (عبیدالله زیاد فرمود تا درختان می کندند،ودیه ها را خراب می کردند، و شهر را نیز خطر بود، خاتون کس فرستاد و امان خواست صلح افتاد برهزار بار هزار درم ) (یعنی یک میلیون سکه نقره )

دو سال بعد سعیدبن عثمان در سال 56 ه” . ق / 675 م ) از جیحون گذشت و به بخارا آمد. باملاقات ملکه عاشق او شد زیرا خاتونی زنی زیبا و با کمال بود اما عملکرد سعید بن عثمان در بخارادر جریان اسارت گرفتن جوانان بخارایی و انتقال آنان به مدینه منجر به قتل وی توسط بردگان تحقیر شده گردید. چند سال بعد در دوران خلافت یزدبن معاویه ، مسلم بن زیاد امیر خراسان شد وبه بخارا آمد، باز همین خاتون برای جلوگیری از جنگ و خونریزی با سیاست تلطیف آمیز خود راه صلح و گفتگو را باز گذاشت . چنانکه نرشخی می نویسد (… کس فرستاد و قید خواست ، و مسلم باوی صلح کرد. و مال عظیم بستند.) خاتون بخارا در شرایطی که فرمانروایان عرب به طور متوالی به بخارا آمد و شد می کردندهمچنان مقاومت می کرد و با راهکار از تسلط آنان بر سرزمینش جلوگیری می کرد و کار بخارابدانجا کشید که نرشخی می نویسد در هر سال دویست هزار درم خلیفه را دهند، و ده هزار درم امیرخراسان را و از خانه ها و ضیاعها، یک نیمه بر مسلمانان دهند، و علف ستوران عرب ، و هیزم . و آنچه خرج گردد…)

خاتون بخارا با تسامح و گفتگو سی سال بر بخارا حکمرانی کرد. علی رغم تمامی داستان پردازیهای ناموسی که جامعه مردانه به وی نسبت داده بودند (وامبری ، 1380، ص 37). بااقتدار تمام توانست در برابر دشمنان پایداری و مقاومت کند. با درگذشت این بانو نخستین خاندان فرمانروای بخارا پایان یافت و فرمانروایی اسلامی برای کسانی که از این خاندان به جا مانده بودند.لقب امیر را نگاه داشت ، بی آنکه نفوذ یا پادشاهی داشته باشند. بخارا در سال (89 ه” . ق / 709 م ) توسطقتیبه ابن مسلم به تصرف کامل درآمد.

منابع

1 ـ باستانی پاریزی ، محمدابراهیم ، گذر زن از گدار تاریخ ، انتشارات کیانا، تهران 1382 2 ـ فرای ، ریچارد. بخارا دستاورد قرون وسطی ، ترجمه محمد محمودی ، انتشارات ترجمه و نشر کتاب ،تهران 1348. 3 ـ نرشخی ، ابوبکر محمد بن جعفر، تاریخ بخارا، تصحیح مدرس رضوی ، انتشارات کتابفروشی سنائی ،تهران 1319. 4 ـ وامبری ، آرمینیوس ، تاریخ بخارا از کهن ترین روزگاران تاکنون ، انتشارات سروش ، تهران 1380. 1کارشناس ارشد تحقیقات پژوهشکده تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ، عضو انجمن زنان پژوهشگر تاریخ 2- خاتون واژه ای ترکی است که از ریشه (خت ) گرفته شده که به معنای در آمیختن ودر هم کوبیدن است . به نوشته دیوان لغات الترک کاشغری ، این کلمه ترکی جغتای و به معنای (بانوی عالی نسب است ). 3- این واژه به نوشته استاد مدرس رضوی ، باید (خدا) باشد و حرف (ت ) در آخر آن ،اثر زبان عربی است .

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٠