26 سپتامبر سال 1614، به تقلید از سایر کشورهای استعماری اروپا که چشم به تملک و غارت ثروت سرزمین های دوردست دوخته بودند، دانمارک هم «کمپانی هند شرقی!» خود را تاسیس کرد. مخترع این نیرنگ انگلیسی ها بودند. دولتهای اروپایی در آغاز کار استعمارگری، به بهانه تجارت و یا کشف مناطق (ناشناخته از نظر آنان!) وارد سرزمین های دیگر می شدند و جا خوش می کردند. آسیایی ها به ویژه کشورهای پرجمعیت آن به تصاحب استرالیا و برخی جزایر توسط انگلیسی ها که با انهدام بومیان صورت گرفت و هیچ منطق و ضابطه طبیعی آن را در «عصر دلیل» نمی پذیرد همچنان اعتراض دارند که این اعتراض به مثابه آتشی است در زیر خاکستر، و همین واخواهی نسبت به کانادا و ... مشاهده می شود. نزدیک به چهار قرن است که پاره ای از اندیشمندان نظر داده اند که مهاجرنشینان اروپایی در قاره های دوردست «بین المللی» شوند و تنها به یک دسته تعلق نداشته باشند. جمعیت کره زمین حدود 7 میلیارد و تقریبا دو برابر ظرفیت منابع آن است و مهاجرنشینان وسیع و کم جمعیت نباید به صورتی که با زور تملک شده اند اداره شوند، و این مناطق نظام تازه ای را اقتضا می کند. و کره شمالی آخر از همه ... جمهوری دمکراتیک خلق کره 25 سپتامبر 2002 با اختصاص دادن منطقه شهر سونویجو Sinuiju واقع در مرز چین به یک مرکز جهانی صنعت، بازرگانی و بانک به مدت پنجاه سال و به مدیریت یک سرمایه دار چینی، تصمیم گرفته بود به آزمایش نوعی کاپیتالیسم دست بزند که چین آن را از سه دهه پیش تجربه کرده است. به گزارش رسانه ها!،این منطقه مجاز به انشاء قوانین و ضوابط خود و ایجاد یک سازمان قضایی خاص خواهد بود و گذرنامه هایش را خودش صادر می کند و ورود به آنجا نیاز به کسب روادید ندارد و دولت کره در امور آن مداخله نخواهد داشت و در درجه اول به روی چین، ژاپن و کره جنوبی و پس از آنها سایر کشورها باز خواهد بود. گزارش دیگری در زمینه اجرای این تصمیم انتشار نیافته است. تنها خبر این بوده است که سرمایه گذارچینی که قرار بود این مرکز را اداره کند به اتهام فساد مالی در چین زندانی شده است. ژاک شیراک: پس از ایجاد سازمان ملل قرار بود که نظام گروهی «کلید حل مسائل» و اداره امور جهانی باشد در پی انتشار نطق مورخ 23 سپتامبر 2003 ژاک شیراک رئیس جمهور ملی گرای وقت فرانسه در مجمع عمومی سازمان ملل، بسیاری از رسانه ها و تحلیلگران آمریکایی از جمله توماس فریدمن نوشته بودند که باید روشن شود که فرانسه دوست آمریکاست و یا دشمن آن. شیراک در نطق خود که با کف زدن های حاضران در جلسه استقبال شد صریحا گفت: سازمان ملل بدترین مرحله عمر خود را می گذراند. به یک کشور عضو این سازمان بدون تصویب شورای امنیت تعرض نظامی شده است که نقض منشور سازمان است. پس از ایجاد سازمان ملل قرار بود که نظام گروهی «کلید حل مسائل» و اداره امور جهانی باشد تا هر اقدامی مشروعیت داشته باشد. اینک هم (که در مورد عراق، جهان در برابر کاری انجام شده قرار گرفته) در هرگونه بازسازی و انتقال قدرت در عراق، این مراحل باید در چارچوب سازمان ملل انجام شود تا قانونی و مشروع باشند و اگر با تصویب سازمان ملل، قرار باشد نیروهایی به عراق فرستاده شوند این نیروها باید تحت فرماندهی افسران دولت متبوع خود باشند و .... در برابر، رسانه های فرانسه هم از اظهارات 25 سپتامبر 2003 کولن پاول وزیر امور خارجه وقت آمریکا که در اجتماع دبیران میزها و مقاله نگاران نیویورک تایمز بیان شده بود انتقاد کرده بودند. پاول گفته بود به عراقی هایی که تحت نظر مدیریت امریکائی در عراق اشغالشده فعالیت دارند شش ماه مهلت داده شده است تا یک قانون اساسی برای عراق بنویسند و نوع حکومت را که پارلمانی و یا صورت دیگر باشد تعیین کنند و سپس اختیارات انتقال یابد. مقاله نگاران فرانسوی نوشته بودند که قانون اساسی را یک مجلس موسسان باید بنویسد، نه منصوبان قدرت اشغالگر .... در این میان، 9 تن از متقاضیان نامزدی احراز مقام ریاست جمهوری امریکا از حزب دمکرات در انتخابات نوامبر 2004 در مناظره خود در 25 سپتامبر 2003 در نیویورک سیاست های جورج بوش را به باد انتقاد گرفته و گفته بودند که او خود ش تصمیم به لشکر کشی به عراق گرفت و پس از ارائه اسناد (که بعدا معلوم شد درست نبودند) و قبولاندن این تصمیم خود به کنگره 129 هزار نظامی به این کشور فرستاد ولی حالا در مجمع عمومی سازمان ملل برای جلب کمک استدعا و التماس می کند و به کسی هم اعتنا ندارد.   
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩